فوت 14دانشآموز بر اثر آنفلوآنزاي A
خبرگزاری هرانا: معاون پرورشي و تربيت بدني وزارت آموزش و پرورش با تائيد فوت 14 دانش آموز را بر اثر آنفلولانزاي نوع A تائيد كرد: دانشآموزان و خانواده هاي آنها با يد بيشتر به هشدارهاي بهداشتي در مدارس و جامعه توجه كنند.
علي اصغر يزداني معاون پرورشي و تربيت بدني وزارت آموزش و پرورش در گفتگو با ايلنا، با اعلام خبر فوق افزود: اكثر دانش اموزان فوت شده در استانهاي مركزي كشور بوده اند كه متاسفانه بهدليل درگيري شديد با اين بيماري فوت كردند.
وي با تاكيد براينكه دانش آموزان و خانواده هاي آنها بايد بيشتر به هشدارهاي بهداشتي در مدارس و جامعه توجه كنند، گفت: اين بيماري در حال حاضر به صورت يك اپيدمي در آمدهاست و ما هم سعي داريم با برنامه هاي خود خانوادهها و دانشاموزان را نسبت به اين بيماري هوشيار تر باشند.
نیاز به تخریب و بازسازی132هزار کلاس درس در کشور
خبرگزاری هرانا - حقوق کودکان : معاون اداری مالی سازمان نوسازی توسعه و تجهیز مدارس کشور گفت: از 480 هزار کلاس موجود در کشور حدود 132 هزار کلاس نیاز به تخریب و بازسازی دارد.
تفاوت سرویس ایاب و ذهاب دانش آموزان در پاکستان و ژاپن
صدای دیکتاتور ستیزی، این بار در دانشگاه تربیت معلم تهران (واحد حصارک)
در حالی که دانشجویان آماده می شدند تا در راس ساعت مقرر خود را به سالن شماره ۱ دانشگاه، محلی که برای برنامه اعلام شده بود، برسانند ناگهان از گوشه و کنار خبر رسید که گوینده مسجد دانشگاه به همفکران خود گوشزد کرده است که خود را به سرعت به سالن شماره ۱ دانشکده ادبیات برسانند.علت این جابجایی از سوی برگزارکنندگان دلایل امنیتی اعلام شد.به هر حال طیف دانشجویان منتقد و معترض که سرانجام خود را با برنامه هماهنگ کرده و به سالن جدید آمده بودند با این صحنه مواجه شدند که نزدیک به ۸۰% از صندلی های سالن توسط اعضای نهادهای حکومتی پر شده است. در حالی که دانشجویان آماده می شدند تا در راس ساعت مقرر خود را به سالن شماره 1 دانشگاه ، محلی که برای برنامه اعلام شده بود ، برسانند ناگهان از گوشه و کنار خبر رسید که گوینده مسجد دانشگاه به همفکران خود گوشزد کرده است که خود را به سرعت به سالن شماره 1 دانشکده ادبیات برسانند. علت این جابجایی از سوی برگزارکنندگان دلایل امنیتی اعلام شد. به هر حال طیف دانشجویان منتقد و معترض که سرانجام خود را با برنامه هماهنگ کرده و به سالن جدید آمده بودند با این صحنه مواجه شدند که نزدیک به 80 ٪ از صندلی های سالن توسط اعضای نهادهای حکومتی پر شده است.
دانشجویان در ضمن ورود با سر دادن شعار”مرگ بر دیکتاتور” موجبات خشم میزبان جعلی را فراهم آوردندو با گذشت زمانی اندک تمام گوشه و کنارهای سالن را مملو از جمعیت کردند، بطوریکه تنها با گذشت چند دقیقه ازساعت رسمی شروع مراسم(۱۹:۳۰) به سختی جایی برای ایستادن پیدا میشد.دانشجویان که از همان ابتدا با انرژی بسیار بالایی وارد صحنه شده و جواب کارشکنی های انجمن ۶۸ و بسیج را با خواندن سرود “یار دبستانی” و سردادن شعارهایی چون “حکومت زور نمیخوایم، دولت مزدور نمیخوایم”،”احمدی احمدی استعفا استعفا”،”یا حسین، میر حسین”یا”موسوی زنده باد، کروبی پاینده باد” و… بسیار دندان شکن میدادند،در تمام طول ۵/۱ ساعت مراسم آرامش را از میزبان گرفته وهمینطور با این کار به صفار اجازه سخنرانی نیز ندادند . دانشجویان در ضمن ورود با سر دادن شعار "مرگ بر دیکتاتور" موجبات خشم میزبان جعلی را فراهم آوردندو با گذشت زمانی اندک تمام گوشه و کنارهای سالن را مملو از جمعیت کردند ، بطوریکه تنها با گذشت چند دقیقه ازساعت رسمی شروع مراسم (19:30) به سختی جایی برای ایستادن پیدا میشد. دانشجویان که از همان ابتدا با انرژی بسیار بالایی وارد صحنه شده و جواب کارشکنی های انجمن 68 و بسیج را با خواندن سرود "یار دبستانی" و سردادن شعارهایی چون "حکومت زور نمیخوایم ، دولت مزدور نمیخوایم" ، "احمدی احمدی استعفا استعفا" ، "یا حسین ، میر حسین" یا "موسوی زنده باد ، کروبی پاینده باد" و... بسیار دندان شکن میدادند ، در تمام طول 5 / 1 ساعت مراسم آرامش را از میزبان گرفته وهمینطور با این کار به صفار اجازه سخنرانی نیز ندادند.
از نکات قابل توجه میتوان به تاخیر تقریبا نیم ساعتی صفار اشاره نمود که علی رغم حضورش در دانشکده ادبیات خود را برای این مراسم و احتمالا افتضاح و شکستی دیگر دودل و مردد میدید. از نکات قابل توجه میتوان به تاخیر تقریبا نیم ساعتی صفار اشاره نمود که علی رغم حضورش در دانشکده ادبیات خود را برای این مراسم و احتمالا افتضاح و شکستی دیگر دودل و مردد میدید.
هرندی پس از تاخیری طولانی و معنادار، در لحظه ورود با فرش قرمزی از شعار”ننگ ما، ننگ ما، وزیر فرهنگ ما” مواجه شد که البته بنظر میرسید تجربه گذشته در دانشگاه گیلان و… او را بسیار کمک می نمود. هرندی پس از تاخیری طولانی و معنادار ، در لحظه ورود با فرش قرمزی از شعار "ننگ ما ، ننگ ما ، وزیر فرهنگ ما" مواجه شد که البته بنظر میرسید تجربه گذشته در دانشگاه گیلان و... او را بسیار کمک می نمود.
دانشجویان آزاده شعار”روحانی واقعی: منتظری، صانعی” را در لحظه ورود رئیس نهاد رهبری به سالن، سردادند. دانشجویان آزاده شعار "روحانی واقعی : منتظری ، صانعی" را در لحظه ورود رئیس نهاد رهبری به سالن ، سردادند.
وابستگان به ارگانهای حکومتی مشخصا خود را از پیش برای این مراسم آماده کرده بودند ،کما اینکه در برابر شعارهای دانشجویان، آنها شعارهای جعلی و تقلبی خود را سر میدادند که البته هرگز نتوانستند مانع دانشجویان آزادی خواه شوند. وابستگان به ارگانهای حکومتی مشخصا خود را از پیش برای این مراسم آماده کرده بودند ، کما اینکه در برابر شعارهای دانشجویان ، آنها شعارهای جعلی و تقلبی خود را سر میدادند که البته هرگز نتوانستند مانع دانشجویان آزادی خواه شوند.
این مراسم البته همراه با چند درگیری نیز بود که ضروری است تا به این نکته اشاره کرد که این سلسله درگیری ها از آنجا شروع شد که تعدادی از دانشجویان طیف میزبان به صورت خودسر مشغول فیلمبرداری از چهره دانشجویان منتقد بودند و این با اعتراض ای دانشجویان همراه شد که به سرعت و با حمله چندین نفری حامیان دولت و ضرب و جرح پاسخ داده شد. این مراسم البته همراه با چند درگیری نیز بود که ضروری است تا به این نکته اشاره کرد که این سلسله درگیری ها از آنجا شروع شد که تعدادی از دانشجویان طیف میزبان به صورت خودسر مشغول فیلمبرداری از چهره دانشجویان منتقد بودند و این با اعتراض ای دانشجویان همراه شد که به سرعت و با حمله چندین نفری حامیان دولت و ضرب و جرح پاسخ داده شد.
موج شعارها به حدی به صفار فشار آورده بود که ناگهان از حامیان خود درخواست کرد تا آنها نیز با سر دادن شعار وزنه سنگین تر را در این موازنه مشخص نمایند از همین رو و با ادامه پیدا کردن این موج حامیان دولت انتقادات را برنتافته و چندین بار دانشجویان را مورد حمله غیر انسانی خود قرار دادند.در پی این حملات متواری تعدادی از دانشجویان اصلاحگرا به شدت آسیب دیدند و به این ترتیب دانشجویان مهاجم روحیه سرکوب که از خیابانهای پایتخت و دیگر کلان شهرها آموخته اند را چونان وارد حریم دانشگاه کرده اند که دیگر برخوردهای فیزیکی نیزدر دانشگاه عادی می نماید. موج شعارها به حدی به صفار فشار آورده بود که ناگهان از حامیان خود درخواست کرد تا آنها نیز با سر دادن شعار وزنه سنگین تر را در این موازنه مشخص نمایند از همین رو و با ادامه پیدا کردن این موج حامیان دولت انتقادات را برنتافته و چندین بار دانشجویان را مورد حمله غیر انسانی خود قرار دادند. در پی این حملات متواری تعدادی از دانشجویان اصلاحگرا به شدت آسیب دیدند و به این ترتیب دانشجویان مهاجم روحیه سرکوب که از خیابانهای پایتخت و دیگر کلان شهرها آموخته اند را چونان وارد حریم دانشگاه کرده اند که دیگر برخوردهای فیزیکی نیزدر دانشگاه عادی می نماید.
به نقل از:آسمان دیلی نیوز
محکومیت علی بهزادیان نژاد به 6سال زندان به خاطر کامنت خوانندگان وبلاگش!
شبکه جنبش راه سبز(جرس):وکیل علی بهزادیاننژاد دلیل اتهامهای وارد شده به موکلش را”کامنتهای وبلاگ” او عنوان کرد. شبکه جنبش راه سبز (جرس) : وکیل علی بهزادیاننژاد دلیل اتهامهای وارد شده به موکلش را "کامنتهای وبلاگ" او عنوان کرد.
محمدحسین مرادی به پایگاه خبری فراکسیون خط امام مجلس،پارلمان نیوز، گفت”موکل بنده دارای وبلاگی هستند که به دلیل کامنتهای بازدیدکنندگان وبلاگ او، با استناد به مواد ۵۰۰ و ۶۱۰ قانون مجازات اسلامی به ۶سال حبس تعزیری محکوم شده است.” محمدحسین مرادی به پایگاه خبری فراکسیون خط امام مجلس ، پارلمان نیوز ، گفت "موکل بنده دارای وبلاگی هستند که به دلیل کامنتهای بازدیدکنندگان وبلاگ او ، با استناد به مواد 500 و 610 قانون مجازات اسلامی به 6 سال حبس تعزیری محکوم شده است."
وی افزود”ما این حکم را عادلانه نمیدانیم چرا که اگر به صرف گذاشتن کامنت در یک وبلاگ صاحب وبلاگ مجازات شود پس آیا میتوان گفت مخابرات هم به دلیل اینکه سیستم ارسال پیامک را ارائه میدهد و برخی افراد پیامکهایی با مضامین خلاف قانون ارسال میکنند باید مجازات شود؟” وی افزود "ما این حکم را عادلانه نمیدانیم چرا که اگر به صرف گذاشتن کامنت در یک وبلاگ صاحب وبلاگ مجازات شود پس آیا میتوان گفت مخابرات هم به دلیل اینکه سیستم ارسال پیامک را ارائه میدهد و برخی افراد پیامکهایی با مضامین خلاف قانون ارسال میکنند باید مجازات شود؟ "
این وکیل دادگستری تصریح کرد”موکل بنده که پروندهاش در دادسرای جرایم رایانهای نیز مورد بررسی قرار گرفته به اتهام تبانی برای برهم زدن امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام به حداکثر مجازات محکوم شده است، هرچند ما به اصل این اتهامها به دلیلی که ذکر شد اعتراض داریم اما باید توجه داشت که موکل بنده با توجه به نداشتن سابقه کیفری و همچنین همکاری مناسب در طول رسیدگی به پرونده میبایست به مجازات کمتری محکوم میشد در صورتی که حداکثر مجازات برای موکل بنده و همچنین افراد دیگری همچون آقایان لواسانی و عاشوری در نظر گرفته شده است.” این وکیل دادگستری تصریح کرد "موکل بنده که پروندهاش در دادسرای جرایم رایانهای نیز مورد بررسی قرار گرفته به اتهام تبانی برای برهم زدن امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام به حداکثر مجازات محکوم شده است ، هرچند ما به اصل این اتهامها به دلیلی که ذکر شد اعتراض داریم اما باید توجه داشت که موکل بنده با توجه به نداشتن سابقه کیفری و همچنین همکاری مناسب در طول رسیدگی به پرونده میبایست به مجازات کمتری محکوم میشد در صورتی که حداکثر مجازات برای موکل بنده و همچنین افراد دیگری همچون آقایان لواسانی و عاشوری در نظر گرفته شده است. "
مرادی همچنین گفت”حکم صادره به گونهای است که گویی موکل بنده به همراه آقایان عاشوری و لواسانی با تبانی با یکدیگر قصد برهم زدن امنیت کشور را داشتهاند در صورتی که این سه نفر با یکدیگر در زندان آشنا شدهاند در حالیکه حکم و موارد اتهامی هر سه نفر یکسال است.” مرادی همچنین گفت "حکم صادره به گونهای است که گویی موکل بنده به همراه آقایان عاشوری و لواسانی با تبانی با یکدیگر قصد برهم زدن امنیت کشور را داشتهاند در صورتی که این سه نفر با یکدیگر در زندان آشنا شدهاند در حالیکه حکم و موارد اتهامی هر سه نفر یکسال است ".
وی یادآور شد که”آقای لواسانی که طراح سایت میرحسین دات کام است، حتی به ستاد هم رفت و آمد نداشته است وتنها بر اساس یک قراداد کاری یک سایت را طراحی و تحویل داده است.” وی یادآور شد که "آقای لواسانی که طراح سایت میرحسین دات کام است ، حتی به ستاد هم رفت و آمد نداشته است وتنها بر اساس یک قراداد کاری یک سایت را طراحی و تحویل داده است."
این وکیل دادگستری همچنین خبر داد که بر اساس اطلاعات موجود حکم مشابهی نیز برای آقای لواسانی و عاشوری صدر شده است. این وکیل دادگستری همچنین خبر داد که بر اساس اطلاعات موجود حکم مشابهی نیز برای آقای لواسانی و عاشوری صدر شده است.
به نقل از: آسمان دیلی نیوز
صدای معلم: خوانندگان محترم تو را به خدا فکر خودتون اگه نیستین به فکر زن و بچه ی ما باشین و لطفاْ کامنت خطرناک نذارین!![]()
سیستان و بلوچستان، بیشترین میزان افت تحصیلی
خبرگزاری مهر نوشت:
طبق آمار رسمی منتشر شده از سوی وزارت آموزش و پرورش، در سال تحصیلی 86-87، 77 هزار و 666 دانش آموز سیستانی تجدید و مردود شده اند که این بیشترین میزان افت تحصیلی در سایر استانهای کشور است.
استان سیستان و بلوچستان یکی از مناطق محروم کشور از لحاظ آموزشی است که این موضوع بارها از سوی مسئولان نهضت سوادآموزی گوشزد شده اما دولتمردان و مدیران آموزش و پرورش و نمایندگان مجلس به این موضوع توجهی نداشته و برنامه درستی برای ریشه کن کردن بی سوادی در این استان نداشته اند.
بر اساس آمار موجود، 43 هزار و 912 دانش آموز سیستان و بلوچستانی در سال تحصیلی گذشته در امتحانات خردادماه تجدید شده اند که بیش از 30 هزار و 800 مورد برای دوره راهنمایی بوده است.
همچنین طی این مدت، 33 هزار و 754 دانش آموز در این شهر در پایه تحصیلی خود مردود و مجبور به تکرار پایه شده اند.
رواج نگرانکننده موادمخدر در مدارس حاشیه شهر
جوان : طاها طاهری گفت: رواج مواد مخدر در میان دانش آموزان مدارس حاشیه شهر نگران کننده است. جانشین دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر افزود: براساس بررسی های صورت گرفته دربرخی از مدارس حاشیه ای نقاط آسیب پذیر دانشآموزان مصرف کننده مواد مخدر حضور دارند با توجه به بافت فرهنگی و اجتماعی این مناطق زنگ های خطر، در خصوص رواج مواد مخدر در میان دانش آموزان این منطقه به صدا در آمده است.
وی ادامه داد: دو دهم معتادان کشور را دانش آموزان تشکیل می دهند که این تعداد معتاد آمار بالایی نبوده و جای هیچ نگرانی وجود ندارد.
جانشین دبیر کل ستاد مبارزه با مواد مخدر با اعلام اجرای اقدامات پیشگیرانه در مدارس تصریح کرد: اگر یک معتاد در مدرسه ای حضور داشته باشد این امر برای ما بسیار حیاتی است. هم اکنون اقدامات پیشگیرانه و درمانی در خصوص مدارس آغاز شده و طرح هایی در قالب های پیشگیرانه و فرهنگی در مدارس در حال اجرا است.
مدارس ایران یکی از سالم ترین مدارس آموزشی دنیا بوده و یافتن دانش آموز معتاد در این مدارس بسیار سخت است این درحالی است که در کشورهای غربی باید برای پیدا کردن مدارس سالم به جستجو بپردازد.
به نقل از: پیک ایران
صدای معلم: بالاخره ما نفهمیدیم مطابق این خبر،رواج مواد مخدر در مدارس ایران نگران کننده است یا جای هیچ نگرانی وجود ندارد؟!![]()
پنج ماه پس از انتخابات؛ شعارهای جدید، تندتر از گذشته
بر اساس گزارشها، این اعتراضها با گذشت پنج ماه ادامه داشته است که آخرین نمونه آن در روز ۱۳ آبان، سالروز اشغال سفارت آمریکا در تهران در آبان سال ۱۳۵۸، بود.
نکتهای که در تظاهرات معترضان در پنج ماه اخیر به چشم میخورد، طرح برخی از شعارها است که رهبر جمهوری اسلامیایران، در آنها به طور مستقیم از سوی شماری از تظاهرکنندگان خطاب قرار گرفته است.
همزمان، شعارهای دیگری نیز مانند «استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی» از سوی برخی از تظاهرکنندگان داده شده که در تقبال با «جمهوری اسلامی« است.
چنین شعارهایی و یا مشابه آنان، به ویژه در نخستین هفتههای آغاز اعتراضها، داده نمیشد و اکثر شعارها یا در حمایت از میر حسین موسوی و مهدی کروبی بود و یا برای مثال، تظاهرکنندگان شعارهای کلی مانند «مرگ بر دیکتاتور» و « رای من کجاست؟» را سر میدادند.
قاسم شعله سعدی، نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی، درباره تغییر شعارهای گروههایی از معترضان اعتقاد دارد که حرکت جنبش سبز ایران یک حرکت ساختار شکن پیدا کرده است: «دلیلش این است که اولا ده - دوازده میلیون از افرادی که حکم اپوزیسیون خاموش را داشتند و معمولا انتخابات را تحریم میکردند و در انتخابات شرکت نمیکردند این دفعه در انتخابات دهم ریاست جمهوری شرکت کردند و ترکیب سبد آراء را به هم زدند. وارد شدن این عنصر جدید به سبد آراء، معادله آن را به هم زد. اینها خواستهاشان تحولات رادیکالتر بود.»
آقای شعله سعدی در ادامه میگوید: «دوم هم همان اتفاقی که افتاد، یعنی موضعگیریهای آقای خامنهای که زود هنگام تبریک گفت و عملا شورای نگهبان را در مقابل یک عمل انجام شده قرار داد که آنها هم به هر حال بایستی نتایج انتخابات را تایید میکردند و احمدی نژاد را به عنوان رئیس جمهور منتخب معرفی میکردند. لذا یکبار دیگر ثابت شد که با این عمل، راههای قانونی برای رسیدن به اهداف معترضین وجود ندارد. زیرا قانون در اختیار هیات حاکمه و نهادهایی است که تحت اختیار آقای خامنهای قرار دارد، که هم قانونگذاری میکنند و هم تفسیر میکنند. آنچنان که جناح حاکم میخواهد.»
به عقیده قاسم شعله سعدی، برای معترضین عملا هیچ راه قانونی وجود ندارد که به اهدافی که دارند برسند. موقعی که چنین باشد طبیعتا از ساختار موجود که امکان نمیدهد که آنها به اهدافشان برسند عبور میکنند.
همزمان با ادامه تظاهرات معترضان و دگرگونی در برخی از شعارهای آنان، شاهد تغییر در برخورد نیروهای لباس شخصی، انتظامی و بسیج با تظاهرکنندگان هستیم.
در این ارتباط، میر حسین موسوی و مهدی کروبی در سومین دیدار خود که جمعه شب در تهران صورت گرفت، به همین موضوع اشاره کردند.
از جمله آقای موسوی با اشاره به شعارهای تند تظاهرکنندگان گفت: « شعارهای ساختارشکنانه، اغلب متاثر از خشونت نیروهای امنیتی است که با ناجوانمردی به پیر و جوان و زن و مرد، حمله میکنند.»
مهدی کروبی در دیدار با آقای موسوی گفت «کار را به جایی رساندهاند که مردم را تحریک به [دادن] شعارهای افراطی کردهاند.»
البته آقای کروبی این احتمال را هم مطرح کرده است که افرادی بین جمعیت فرستاده میشوند تا از احساس هیجان معترضان سو استفاده و مردم را تحریک به رفتارهای خشونتآمیز کنند تا بهانهای برای حمله به مردم پیدا شود.
میر حسین موسوی و مهدی کروبی در دیدارها و پیامهای خود از معترضان خواستهاند تا از طرح شعارهای «افراطی» خودداری کنند.
این درخواست از سوی برخی دیگر از فعالان سیاسی نیز ابراز شده است. برای مثال محمد سلامتی، دبیر کل حزب مجاهدین انقلاب اسلامی روز یکشنبه گفت که «جنبش سبز، اپوزیسیون مقابل نظام نیست و اگر اعتراضی هم به وضع موجود دارد در چهارچوب قانون است.»
اما چرا چنین درخواستی از سوی آقایان موسوی و کروبی و گروههایی از اصلاح طلبان عنوان شده است؟
این پرسش را با قاسم شعله سعدی، نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی، مطرح کردیم که در پاسخ میگوید: «اصلاح طلبان خواستار انجام اصلاحات در چهارچوب ساختار سیاسی موجود هستند.»
قاسم شعله سعدی میافزاید: «خود آنها هم حاضر نیستند که ساختار سیاسی عوض شود. و مثلا جمهوری اسلامی کنار گذاشته شود و مردم بروند سراغ یک جمهوری معمولی، مثل بقیه جوامع دیگر دنیا. آنها نه این اراده را دارند نه به نفعشان است که ساختار عوض شود. در حالی که میبینید شعار مردم متعرض از مرز این خواستهها فراتر رفته است و در واقع بر علیه خود خامنهای هم شعار میدهند. برای اولین بار دیدیم که عکس آقای خامنهای را پایین کشیدند و زیر پاهایشان له کردند. و شعارهای ساختار شکن دادند.
در نتیجه رهبران جنبش، الان در یک حالت پارادوکس و تضاد قرار گرفتهاند. یعنی از یک طرف اینها میخواهند و منافعشان در این است که ساختار حکومت موجود حفظ شود. و حداکثر خواستهشان این است که در چهارچوب همین نظام اصلاحاتی رخ دهد و دائم دم از این میزنند که در ساختار قانون اساسی، اصول مقصوری مانده و ظرفیتهایی وجود دارد که اگر به عمل دربیاید آن اصلاحات محقق میشود.
در حالی که هیچ پاسخی به این سوال بعدی نمیدهند که کدام اصولش را شما میتوانید محقق کنید؟ کدام وجه از قانون اساسی و ساختار حکومت هست که شما به استناد آن میخواهید اصلاحات انجام دهید؟ یا اینکه میگذارند انجام دهید؟ عملا ثابت شده است که نمیگذارند.»
کوروش زعیم، عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران، درباره مواضع آقایان موسوی و کروبی میگوید نگرانی آنها دو جنبه دارد: «یکی اینکه نمیخواهند با تندتر شدن شعارهای تظاهرات کنندگان، حکومت را وادار به واکنشهای تندتر بکنند و در نتیجه موجب افزایش شکاف میان آنها و نظام شوند.
این افزایش فاصله و ژرفتر شدن شکاف میان آنها از یک سازش احتمالی که هنوز آقایان به آن دلبستهاند، جلوگیری میکند. دومین جنبه این است که آقایان موسوی و کروبی نگران فاصله گرفتن جنبش از خود آنها هستند. در آغاز تصور میکردند که جنبش به خاطر آنها راه افتاده است ولی به زودی متوجه شدند که جنبش در واقع یک بهانه یا جرقهای بود که برای آغاز فعالیت مردم به آن نیاز بود
آقای کروبی با هوشیاری، زودتر متوجه این واقعیت شد و کوشش کرد خودش را همراه خواستههای مردم کند و سوار جنبش شود. ولی آقای موسوی بدون اینکه بخواهد وابستگی خود را به نظام کاهش دهد در حال دویدن به دنبال جنبش است. نگرانی این دو نامزد ناکام و هدف از صدور بیانیه مشترک پس از دیدار اخیر، به نظر من جلوگیری از هرچه بیشتر دورتر شدن جنبش از خود آنهاست.»
سراجالدین میردامادی، تحلیگر سیاسی و روزنامه نگار در پاریس با اشاره به بیانیهها و مواضع اخیر آقایان موسوی و کروبی اعتقاد دارد که ادبیات سیاسی آنان نسبت به گذشته تغییر کرده است.
به عقیده این تحلیلگر حوادثی که پس از انتخابات در ایران رخ داد و ویژگیهایی که حضور مردم در صحنه داشت و نحوه مواجهه حاکمیت با اعتراضات مردمیو رهبران معترضان، به گونهای در ادبیات گفتاری تمام نیروهای سیاسی تاثیر شگرفی داشته است. به ویژه در ادبیات گفتاری جوانان معترض موسوم به جنبش سبز و ادبیات گفتاری مصاحبههای اخیر آقایان موسوی و کروبی که به نحو محسوسی تغییر کرده و این تغییرات به سمت واقع گرایانهتر شدن دیدگاه رهبران جنبش سبز میرود و نه لزوما به معنای تندتر شدن یا رادیکالتر شدن آنها.
گفته میشود برخورد نیروهای امنیتی به ویژه علیه دختران و زنان بیشتر شده است.
سراجالدین میردامادی میگوید: « نحوه مواجهه حاکمیت و حملات و تخریبها و فحاشیها و هتاکیهایی که از سوی رسانههای نزدیک به حاکمیت ، نسبت به رهبران جنبش سبز اعمال شد در این تغییر بی تاثیر نبوده است، که رهبران جنبش سبز چشمان خود را نسبت به آنچه که در طول سه دهه، در قلبشان به عنوان یک اعتقاد و ایمان قوی به آن پایبند بودند، بیشتر باز کنند.
و آن چیزی نبوده است به جز اعتقاد به مفهوم نظام جمهوری اسلامیو ارزشهایی که در این مدت به آن دل بسته بودند. ولی امروز میبینند که بسیاری از آن ارزشها توسط حاکمیت دولت دهم و رهبری و کل نظام به تسخیر درآمده و علیه خودشان به کار گرفته میشود.
با این تفاصیل است که آقای موسوی که تا به حال به قانون اساسی تا این حد پافشاری میکرده است الان میگوید که قانون اساسی وحی منزل نیست و میشود آن را بر اساس مقتضیات زمان تغییر داد. آنچنان که در سال ۶۸ هم این اتفاقات افتاد.»
آقای میردامادی به این پرسش که آیا امکان تغییر بیشتر مواضع و ادبیات سیاسی میرحسین موسوی و کروبی وجود دارد، پاسخ مثبت میدهد.
«بله. میشود کاملا پیشبینی کرد. با توجه به روند حوادثی که در طول این مدت شاهد آن بودیم، مجموعه حملاتی که توسط حاکمیت و رسانههای نزدیک به جریان اصولگرا صورت گرفت و همچنان تاکید روزافزون روزنامه کیهان، صدا و سیما و سایر رسانههای وابسته به حاکمیت، بر برخورد قضایی و محاکمه رهبران جنبش سبز، به نظر میرسد که باز هم ممکن است مواضع حاکمیت از این هم تندتر شود و بتواند به سمتی برود که به طور کلی رهبران جنبش از بخش اعظمیاز مفاهیمیکه در ماههای اول جنبش از آنها به عنوان مفاهیم ارزشی و حفظ نظام و یا حتی آرمانهای آیت الله خمینی از آن دفاع میکردند دست بردارند.»
دراین حال، برخی از تحلیلگران بر این باورند که طرح شعارهای افراطی در مقطع زمانی فعلی که حرکت اعتراضی در ایران به طور کامل در جامعه فراگیر نشده است، میتواند زیان بار باشد.
کوروش زعیم، عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران، با این عقیده موافق است.
«چرا که وقتی این گونه جنبشها صورت میگیرد و حتی جنبشهای صنفی، همیشه عواملی هستند یا خودجوش یا وابسته که میکوشند این جنبش را یا به انحراف ببرند یا به سوی خودشان گرایش بدهند. این خطر در مسیر جنبش کنونی هم وجود دارد. به ویژه که عوامل متعددی هستند که خودشان را در آینده ایران مدعی میدانند. و امکان دارد تصور کنند با دادن شعارهای تندتر و خشونت بیشتر میتوانند زودتر به اهدافشان برسند. به اعتقاد من این جنبش صد در صد موفق خواهد شد ولی باید بردبار باشد و آهسته و پیوسته حرکت کند و عوامل آشوب طلبی که به عقیده ی من در کمین نشستهاند را به خودش راه ندهد.»
تقی رحمانی، تحلیلگر سیاسی در تهران، نیز میگوید: «طرح هر نوع سوالی که بخواهد صفبندی کاذب درست کند و مفاهیمی چون سکولار-مذهبی یا برانداز-غیر برانداز را مطرح کند، اساسا از یک جنبش مدنی که شکل سیاسی هم دارد مقداری دور میشود و به آن ضربه میزند.»
نه تنها میر حسین موسوی یا مهدی کروبی بلکه گروهی دیگر از تحلیلگران و سیاسیون ایرانی نییر معتقدند تغییر شعارها و تندتر شده آنها را باید در برخورد نیروهای امنیتی و انتظامی به معترضان جستوجو کرد. از جمله ناصر قوامی، رئیس کمیسیون قضایی مجلس ششم، روز یکشنبه با انتقاد از برخوردهای تند با معترضان گفت: «افرادی که شعارهای خارج از چارچوب نظام را میدهند، مقصر نیستند. مقصر كسانی هستند که به خواستههای مردم توجهی نمیکنند.»
به هرحال با گذشت تقریبا پنج ماه از انتخابات ۲۲ خرداد، آنچه به وضوح دیدنی و شنیدنی است، مطرح شدن شعارهای جدید و شاید هم خواستههای جدید گروهی از معترضان است. با این همه چه تغییری در این شعارها و خواستهها صورت خواهد گرفت، موضوعی نیست که تحلیلگران بتوانند به راحتی به آن پاسخ دهند. بهخصوص که آینده و جهتگیری اعتراضها تنها به معترضان و مخالفان دولت وابسته نیست و در واقع باید بخش مهمی از آن را هم در واکنش حاکمیت به این چالش بزرگ سیاسی ایران جستوجو کرد. یا به عبارتی باید منتظر ماند و دید، خشونت علیه معترضان کمتر خواهد شد یا بیشتر و اساسا کسی به خواستههای آنها اهمیت خواهد داد یا نه؟
به نقل از: رادیو فردا
سقوط آزاد در ورطه فساد
سال به سال فاسدتر
«شفافيت بين المللى» يك سازمان غير دولتى آلمانى الاصل است كه در سال ۱۹۹۳ از سوى پتر اينگن به منظور مبارزه با فساد در دستگاه هاى دولتى و نهاد هاى بين المللى پايه گذارى شد و امروز در زمينه ماموريت تخصصى خويش از شهرت و اعتبار جهانى برخوردار است.
اين سازمان كه در حدود هشتاد كشور توسعه يافته و در حال توسعه نمايندگى دارد، از سال ۱۹۹۵ به اين سو سالانه شاخصى را زير عنوان «شاخص دريافت فساد» منتشر می كند كه بر اساس تحقيق و تفحص در ميان سرمايه گذاران و معامله گران، تحليلگران درجه خطر پذيرى كشور ها و نيز دانشگاهيان تهيه می شود.
بر پايه همين شاخص، كشور ها از لحظ فساد نمره می گيرند و درجه بندى ميشوند. نمره ده به معناى نبود فساد و پاكى كامل است و نمره صفر، در عوض، از فساد گسترده و دايمى خبر می دهد. سازمان «شفافيت بين المللى» تنها به بررسى پديده فساد در بخش دولتى و نيز نهاد هاى بين المللى در برگيرنده دولت ها مى پردازد و فساد را «سوء استفاده از موقعيت دولتى به منظور دستيابى به امتياز هاى شخصى» تعريف می كند.
بررسى درجه فساد در جمهورى اسلامى ايران از سوى «شفافيت بين المللى» از سال ۲۰۰۳ ميلادى آغاز شد و اين كشور، در گزارش آن سال اين سازمان، در ميان صد و سى و سه كشور مورد بررسى در رده هفتاد و هشتم جاى گرفت.
از آن سال به اين سو، سقوط ايران در ورطه فساد، بر پايه ارزيابى همان سازمان، بدون وقفه ادامه يافت:
- در سال ۲۰۰۴ : رده هشتاد و هفت در ميان صد و چهل و پنج كشور؛
- در سال ۲۰۰۵: رده هشتاد و هشت در ميان صد و پنجاه و نه كشور؛
- در سال ۲۰۰۶ : رده صدو پنج در ميان صد و شصت و سه كشور؛
- در سال ۲۰۰۷ : رده صد و سى و يك در ميان صد و هفتاد و نه كشور؛
- در سال ۲۰۰۸ : رده صد و چهل و يك در ميان صد و هشتاد كشور؛
- در سال ۲۰۰۹ : رده صد و شصت و هشت در ميان صد و هشتاد كشور.
طى اين دوره، از ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۹، شاخص فساد در ايران نيز از سه (بر ده) به يك و هشت دهم (بر ده) تنزل يافته است.
شگفتى و حسرت
بدين سان جمهورى اسلامى، بر آمده از انقلابى كه حدود سى سال پيش مبارزه با فساد را در صدر شعار هاى خود براى واژگونى نظام پادشاهى قرار داده بود، امروز در كنار هشت كشور ديگر (تركمنستان، ازبكستان، چاد، عراق، سودان، ميانمار، افغانستان و سومالى)، در زمره نه كشورى قرار گرفته كه از ديدگاه سازمان «شفافيت بين المللى» در زمره فاسدتريناند.
نكته دیگر، وضعيتى است كه ايران، از لحاظ درجه فساد، در مقايسه با كشور هاى منطقه خود دارد.
در همان گزارش امارات متحده عربى در رده سى ام، عمان در رده سى و نهم، بحرين در رده چهل و ششم و اردن در رده چهل و نهم قرار گرفته است. تركيه با قرار گرفتن در رده شصت و يكم جدول، صد و هفت پله پاک تر ايران است. مصر و سوريه و لبنان نيز، از لحاظ درجه فساد، در وضعيتى به مراتب مساعد تر از ايران قرار گرفته اند.
با بررسى گزارش امسال «شفافيت بين المللى»، ايرانيان با شگفتى و حسرت در مى يابند كه كشورشان نود و نه پله از غنا و هشتاد و نه پله از بوركينا فاسو، فاسد تر است.
ريشه هاى فساد رو به گسترش در جمهورى اسلامى كم و بيش شناخته شده اند : تمركز بخش بسيار گسترده اى از اقتصاد در دست دولت، رانت نفتى و چگونگى تزريق آن در شريان هاى اقتصادى كشور، فعاليت نهاد هاى معروف به «شبه دولتى» كه به هيچ يک از دستگاه هاى رسمى حساب پس نمی دهند، حضور روز افزون نظاميان و به ويژه شركت هاى وابسته به سپاه پاسداران در عرصه هاى اقتصادى، نبود نهادهاى واقعى قضايى و قوانين موثر براى مبارزه با فساد، سركوب رسانه هاى آزاد و نهاد ها و شخصيت هاى مستقل به منظور جلوگيرى از افشاى فساد و فاسد ها...
فریدون خاوند (تحلیلگر اقتصادی)
به نقل از: رادیو فردا
بر آن کدخدا زار بايد گريست که / دخلش بود نوزده خرج بيست.
البته اين گفته شیخ احتمال در روزگار خود حکايت کسانی بود که حساب دخل و خرج خود را نداشتند و به حساب امروزیها ولخرجی میکردند. در روزگاری که صدها سال از آن میگذرد ولی انگار همین دیروز بود.
بر اساس گزارشی که مرکز آمار ايران از درآمد و هزينه خانوارهای شهری و روستايی ايرانی در سال ۸۷ ارايه کرده، خانوادههای ایرانی فقط در همان سال، ۶۰۰ هزار تومان کسری داشتهاند. اگر به سال و دوران سعدی بود، شیخ شیراز میتوانست به جای کدخدا -اگر قافیه به هم نمیریخت- بنویسد: خانوار ایرانی.
خانوارهای شهری ايران در سال ۸۷، به طور ميانگين هر ماه ۷۳۵ هزار تومان درآمد داشتند، اما ميانگين هزينههای آنها ماهانه ۷۸۵ هزار تومان بوده که از کسری ماهانه ۵۰ هزارتومان حکايت می کند.
ميانگين درآمد خانوارهای روستايی ايران در سال۸۷ نيز، ۴۰۳ هزار تومان بود که در مقايسه با ميانگين هزينههای ۴۵۰ هزار تومانی اين خانوارها، کسری ۴۷ هزارتومانی دخل و خرج اين خانوارها را به تصوير میکشد.
اما پرسش اينجاست که خانوارهای ايرانی، اين کسری بودجه را چگونه تامين میکنند؟ کارشناسان بر اين باورند که خانوارهای ايرانی، اين کسری را ازمحل پس اندازهای خود تامين میکنند، اما چون ادامه اين وضع اجازه پسانداز کردن به خانوارهای ايرانی نمیدهد به نظر میرسد آنها با دريافت تسهيلات از بانکها، مؤسسات اعتباری يا صندوقهای قرض الحسنه فاميلی يا قرض گرفتن از اشخاص ديگر، کسری بودجه خود را جبران میکنند.
اگرچه بيشتر بودن خرج خانوارهای ايرانی از دخل آنها به خودی خود اتفاق مهمی است، اما شايد از آن مهمتر رشد اين کسری در سالهای اخير است که نشان میدهد خانوارهای ايرانی هر سال به لحاظ توان مالی ناتوانتر میشوند.
سه برابرشدن کسری بودجه خانوارهای روستايی در دو سال گذشته نشان از آن دارد که به رغم تمام تبليغات و شعارهای عدالت محور دولت نهم مبنی بر بسط عدالت و توزيع عادلانه درآمدها، اوضاع برای خانوارهای روستايی به مراتب سخت تر شده است.
سه برابرشدن کسری بودجه خانوارهای روستايی در دو سال گذشته نشان از آن دارد که به رغم تمام تبليغات و شعارهای عدالت محور دولت نهم مبنی بر بسط عدالت و توزيع عادلانه درآمدها، اوضاع برای خانوارهای روستايی به مراتب سخت تر شده است.
اگر اين روند امسال هم ادامه يابد، خانوارهای شهری و روستايی ايران به مراتب ناتوانتر از قبل میشوند و شايد ديگر حتی وام گرفتن برای جبران فاصله دخل و خرج نيز افاقه نکند. شاید دوباره باید به یاد آورد که...
برآن کدخدا زار بايد گريست که / دخلش بود نوزده خرج بيست
به نقل از:رادیو فردا
روحانی تمام وقت در مدارس ایران
معاون پرورشی وزارت آموزش و پرورش جمهوری اسلامی می گويد در حال تدوين طرحی است تا به موجب آن در هر مدرسه يک روحانی تمام وقت مستقر شود.
علی اصغر يزدانی هدف اين طرح را برگزاری نماز جماعت و پاسخ گويی به پرسش ها و شبهات دانش آموزان ذکر کرده است. پس از انقلاب اسلامی روحانيون به مناسبت های مختلف در مدارس حضور پيدا کرده اند اما اکنون به نظر می رسد دولت قصد دارد تا در کنار ساير مسئولان آموزشی يک روحانی هم در مدارس حضور داشته باشد.
صدای معلم: بنده های خدا، همان ذره اعتباری را که پیش بچه های مردم دارند، از دست خواهند داد.
دولت کدوم کارش رو برنامه بوده که این یکیش باشه؟!
لابد بودجه اش رو هم از مابه ازای حقوق کارمندان ثابت با این قراردادی ها می خواهند پرداخت کنند!![]()







